بزودی با مطالب جدید وبلاگ بروز می شود

بزودی با مطالب جدید وبلاگ بروز می شود

 

پیام من این است: هیچ امنیتی وجود ندارد.
هیچ چیز نمی تواند امن باشد. چرا که زندگی مطمئن از مرگ هم بدتر است. امنیت در هیچ چیز وجود ندارد. زندگی پُر از نا امنی، پر از شگفتی است و در حقیقت زیبایی زندگی در این است.

#اشو
#کتاب_شهامت

گوش دادن


 

گوش دادن يعني آموختن زيرا وقتي خاموش گوش فرا مي دهي كل هستي سخن گفتن با تو را آغاز مي كند . وقتي كاملاً ساكتي اين عاليترين لحظه براي يادگيري است . - اشو

Listening is learning. Because when you listen silently, the whole existence starts speaking with you. When you are absolutely silent, that is the greatest moment to learn. - Osho

 

شادی

معبد خداوند فقط به روی
دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است .
دل گرفته را به این معبد راهی نیست ،
پس ، از اندوه اجتناب کن.
دل خود را از همه رنگ ها سرشار کن
درخشان و رنگارنگ مثل یک طاووس-
و برای این { دلشادی و آواز و رقص } به دنبال دلیلی نباش .
کسی که برای شادی دلیلی می جوید ، شاد نخواهد بود .
{چون شاخ تر به رقص آ } و نغمه ساز کن-
نه برای دیگران ،
نه به خاطر چیزی ،
برقص ، فقط به خاطر رقص ؛
بخوان ، فقط برای آواز ؛
آن گاه سرتا پای زندگی ات ملکوتی می شود ،
و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می گیرد .
این گونه زیستن ، آزاد بودن است.

شکفتن

همچون يك بذر زاده شده اي

مي تواني همان بذر بماني و بميري             

اما مي تواني گل باشي و بشكفي

يا درخت باشي و ببالي

اوشو

عشق


عشق چنان از احترام سرشار است كه آزادي را هديه مي كند. اگر عشق، آزادي به همراه نياورد، عشق نيست، چيز ديگري است.


((اشو))

كشتي‌راني مگس


كشتي‌راني مگس

‌مگسي بر پرِكاهي نشست كه آن پركاه بر ادرار خري روان بود. مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتي مي‌راند و مي‌گفت: من علم دريانوردي و كشتي‌راني خوانده‌ام. در اين كار بسيار تفكر كرده‌ام. ببينيد اين دريا و اين كشتي را و مرا كه چگونه كشتي مي‌رانم. او در ذهن كوچك خود بر سر دريا كشتي مي‌راند آن ادرار، درياي بي‌ساحل به نظرش مي‌آمد و آن برگ كاه كشتي بزرگ, زيرا آگاهي و بينش او اندك بود. جهان هر كس به اندازة ذهن و بينش اوست. آدمِ مغرور و كج انديش مانند اين مگس است. و ذهنش به اندازه درك ادرار الاغ و برگ كاه.


داستانی از مثنوی

عینیت و ذهنیت

عینیت شروع می‌‌شود و پایان می‌پذیرد؛ ذهنیت شروع می‌‌شود ولی‌ هرگز پایان نمی‌‌پذیرد


اشو

آگاه شدن از ذهن، شاهد بودن ذهن است

آگاه شدن از ذهن، شاهد بودن ذهن است

همنچنان که مشاهده گری ریشه یافته و قوی تر می گردد،

این حس که فراسوی ذهن هستی آغاز می گردد

آرام آرام فاصله ی تو و ذهن بیشتر و بیشتر می گردد،

آن گاه مشاهده گری ات به قله ی رفیع و روشن رسیده

و ذهن در قعر دره ی تاریک رها شده است

هنوز می توانی پژواک ها را بشنوی اما ابدن تاثیری بر تو ندارند

تو فراتر از دسترس آنها هستی

 

 

اشو

 

مکاشفه


وقتی ذهن می شناسد، آن را دانش می خوانیم.


وقتی دل می شناسد، آن را عشق می خوانیم.


و آنگاه که وجود می شناسد، با مکاشفه رو بروییم.