تغيير

Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com

تغيير

زندگي ، بدون فكر ، خود را تكرار مي كند – تا زماني كه هشيار نشده اي ، زندگي

مثل يك چرخ مي چرخد و تكرار مي شود . به اين دليل است كه بوداييان آن را

چرخ زندگي و مرگ ، چرخ زمان مي نامند . زندگي مانند يك چرخ مي گردد : به

دنبال تولد ، مرگ مي آيد ، و به دنبال نفرت ، عشق ؛ به دنبال موفقيت ، شكست مي

آيد و به دنبال شكست ، موفقيت .

فقط ببين ! اگر فقط چند روز نگاه كني ، يك الگوي چرخنده را مي بيني ، الگوي يك

چرخ را . يك روز ، يك صبح خوب ، خوب و سرحال هستي ، و روز بعد چنان

غمگين و افسرده اي كه به فكر خودكشي مي افتي . و دوباره روز بعد چنان سرزنده

و شادماني كه خدا را شكر مي كني و عميقاً سپاسگذاري . و باز روز ديگر چنان

مالامال از شكوه و شكايتي كه اصلاً دليلي براي ادامه زندگي نمي يابي .. و اين ماجرا

همچنان ادامه دارد ، اما تو الگو را نمي بيني . به محض اينكه الگو را ببيني ، از آن

خارج مي شوي .

شهامت

Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com


 

شهامت

بذر نمي داند قرار است چه اتفاقي بيفتد ، بذر هرگز گل را نمي شناخته است . بذر

حتي نمي تواند بداند كه وي از اين توان بالقوه برخوردار است كه به گلي زيبا بدل

شود . سفر طولاني است و هميشه ايمن تر آن است كه راه سفر در پيش گرفته نشود

، زيرا جاده ناشناخته است و هيچ چيز تضمين نشده است . هيچ چيز نمي تواند

تضمين شده باشد . در سفر هزار و يك خطر هست ، دام هاي بي شمار در راه است

– و بذر در جاي امني قرار دارد ، او درون پوسته اي سخت پنهان شده است . اما بذر

تلاش مي كند ، و شروع به حركت مي كند . آنگاه نبرد آغاز مي شود ، نبرد با خاك

، با سنگ ها ، با صخره ها . بذر خيلي سخت بود ، اما جوانه بسيار بسيار نرم است ، و

مخاطرات بي شمارند . براي بذر خطري وجود نداشت ، بذر مي توانست هزاران سال

زنده بماند ، اما جوانه با خطرات بسيار روبروست . با اين حال جوانه به سمت

ناشناخته رهسپار مي شود ، به سمت خورشيد ، به سمت منبع نور ؛ او نمي داند كجا

مي رود ، و چرا . صليبي كه بايد به دوش كشيد عظيم است ، اما بذر رويايي در سر

دارد و لذات آغاز به حركت مي كند .

راه انسان نيز اين گونه است . راه دشوار و پر مخاطره است . و شهامت بسيار لازم

است .

نشستن صحیح برای مدیتیشن  و مراقبه



نشستن صحیح برای مدیتیشن  و مراقبه

 



 
Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com

عشاق

 

به اين سه چيز بايد توجه كرد : پايين ترين سطح عشق ،ثکص است – كه جسماني

 

است – و عالي ترين حد خلوص عشق ، شفقت است . ثکص پايين عشق است ،

 

شفقت بالاي عشق است ؛ عشق دقيقاً بين اين دو قرار دارد .

 

افراد بسيار كمي مي دانند عشق چيست . متأسفانه 99 درصد مردم تصور مي كنند

 

ثکص همان عشق است ، اما نيست .ثکص بسيار حيواني است ؛ البته قطعاً توان

 

بالقوه رشد كردن و تبديل به عشق شدن را دارد ، اما واقعاً عشق نيست ، صرفاً يك

 

توان بالقوه است ...

 

اگر آگاه و هشيار باشي و مراقبه كني ، آنوقت ثکص مي تواند به عشق بدل شود . و

 

اگر حالت مراقبه ات كامل و مطلق شود ، عشق مي تواند به شفقت تبديل شود .

 

ثکص بذر است ، عشق گل است ، شفقت عطر است .

 

 هرگاه عشق تو

 

صرفاً تمناي فرد ديگري نباشد ، هرگاه عشق تو فقط يك نياز نباشد ، هرگاه عشق تو

 

نه عشق يك گدا بلكه عشق ,عشق يك امپراطور باشد ، هرگاه عشق تو در عوض

 

چيزي طلب نكند بلكه فقط آماده دادن باشد – دادن صرفاً به خاطر لذت محض

 

دادن باشد – آنوقت مراقبه را نيز به آن اضافه كن تا رايحه عطر ناب به مشامت

 

برسد . اين يعني شفقت ؛ شفقت عالي ترين پديده است .

 

شورشي

 

شورشي

مردم از كساني كه خودشان را مي شناسند مي ترسند ، خيلي مي ترسند . آنها نوعي

قدرت ، نوعي هاله ، نوعي مغناطيس ، و جاذبه اي دارند كه مي تواند افراد سرزنده و

جوان را از بند زندان سنتي بيرون بكشاند .

 

انسان روشن بين را نمي توان به بند كشيد – اين كار دشوار است – و نمي توان او را

زنداني كرد ... هر نابغه اي كه چيزي از درون را شناخته ، درك او كمي دشوار است

؛ او نيرويي است كه نمي توان آشفته اش كرد . توده هاي مردم نمي خواهند زندگي

شان دچار اختلال شود ، حتي اگر در فلاكت به سر ببرند ؛ و آنها در فلاكت هستند ،

اما به فلاكت خو گرفته اند . و هركس كه مفلوك نباشد ، بيگانه به نظر مي رسد .

 

فرد روشن بين بيگانه ترين فرد در جهان است ؛ به نظر مي رسد كه او به هيچكس

تعلق ندارد . هيچ سازماني ، هيچ جمعيتي ، هيچ جامعه اي ، هيچ ملتي او را محدود

نمي كند .