ابله

 

ابله كسي است كه مدام اعتماد مي كند ؛ ابله كسي است كه به رغم تمام تجارب

خويش باز هم اعتماد مي كند . او را فريب مي دهيد ، به شما اعتماد مي كند ؛ باز او

را فريب مي دهيد ، او اعتماد مي كند ؛ دوباره او را فريب مي دهيد و او اعتماد مي

كند . سپس مي گوييد كه او يك ابله است ، او نمي آموزد . اعتماد او عظيم است ؛

اعتماد او چنان خالص است كه هيچكس نمي تواند آن را آلوده كند .

به مفهوم تائو ، به مفهوم ذن ، يك ابله باش . سعي نكن ديواري از دانش پيرامون

خود ايجاد كني . هر تجربه اي كه به سراغت مي آيد ، بگذار بيايد ، و سپس آن را

رها كن . ذهن خود را مدام پاك كن ، در برابر گذشته بمير تا در زمان حال بماني ،

اينجا و هم اكنون ؛ گويي تازه متولد شده اي ، گويي يك نوزاد هستي . در آغاز اين

كار بسيار دشوار خواهد بود . همه جهانيان از تو سوء استفاده خواهند كرد ... بگذار

بكنند . بيچاره ها ، حتي اگر مورد فريب و نيرنگ و سرقت واقع شدي ، بگذار اينها

اتفاق بيفتد ، زيرا آنچه كه به راستي از آن توست نمي تواند به سرقت برود ، آنچه

كه واقعاً از آن توست را هيچكس نمي تواند از تو بربايد . و هر بار كه نگذاشتي

موقعيت ها فاسدت كنند ، اين فرصت به صورت يك انسجام دروني درخواهد آمد و

روح تو متبلورتر خواهد شد .