Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com


 

شهامت

بذر نمي داند قرار است چه اتفاقي بيفتد ، بذر هرگز گل را نمي شناخته است . بذر

حتي نمي تواند بداند كه وي از اين توان بالقوه برخوردار است كه به گلي زيبا بدل

شود . سفر طولاني است و هميشه ايمن تر آن است كه راه سفر در پيش گرفته نشود

، زيرا جاده ناشناخته است و هيچ چيز تضمين نشده است . هيچ چيز نمي تواند

تضمين شده باشد . در سفر هزار و يك خطر هست ، دام هاي بي شمار در راه است

– و بذر در جاي امني قرار دارد ، او درون پوسته اي سخت پنهان شده است . اما بذر

تلاش مي كند ، و شروع به حركت مي كند . آنگاه نبرد آغاز مي شود ، نبرد با خاك

، با سنگ ها ، با صخره ها . بذر خيلي سخت بود ، اما جوانه بسيار بسيار نرم است ، و

مخاطرات بي شمارند . براي بذر خطري وجود نداشت ، بذر مي توانست هزاران سال

زنده بماند ، اما جوانه با خطرات بسيار روبروست . با اين حال جوانه به سمت

ناشناخته رهسپار مي شود ، به سمت خورشيد ، به سمت منبع نور ؛ او نمي داند كجا

مي رود ، و چرا . صليبي كه بايد به دوش كشيد عظيم است ، اما بذر رويايي در سر

دارد و لذات آغاز به حركت مي كند .

راه انسان نيز اين گونه است . راه دشوار و پر مخاطره است . و شهامت بسيار لازم

است .